تبليغاتX
خدا فقط از خودت مي خوام...























خدا فقط از خودت مي خوام...

كمكم كن خدا جون

خدایا من همان هستم که وقت و بی وقت مزاحمت میشم همونی که وقتی دلش میگیره و بغضش میترکه میاد سراغت من همونی هستم که همیشه دعاهای عجیب و غریب میکنه و چشماشو و میبنده و میگه : من این حرفا سرم نمیشه باید دعاهامو مستجاب کنی همونی که بعضی وقتا لج میکنه و گاهی خوودشو برات لوس میکنه همونی که گاهی وقتا پشت سر مردم حرف میزنه گاهی بدجنس میشه و البته گاهی هم خودخواه گاهی هم ...... یادت میاد من کی هستم یادت اومد خدایا؟ فقط تویی که میتونی بگیری دستمو ...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 23:20 توسط بنده ي گناه كار خدا...|

سلام خداجوووووووووووونم

دلم تنگ شده بود واسه تو واسه خودم واسه تنهایی با توبس که این برنامه درس خوندن وقت سر خوارندن به آدم نمیده بعدشم یهو قاطی میکنی مثل دیشب تو سرما وسط حیاط میری گریه میکنی  بعدشم وسط گریه نرخ تعیین میکنم که برم کیشواقعا تخلیه شدم یه مدت بد عصبی میشم بس که فشار درس و کابوسای امتحان دادن اذیتم میکنهطوری هست که وقتی پا میشم خستگی امتحانی که تو خوابم دادم بعد بیدار شدن حس میکنم بعضی وقتا تنفس مغزمم حس میکنمبهم میخندن ولی به خودت قسم حسش میکنم

فکر میکنم خیلی فشار رومه واسه همین عصبی میشم ولی میخوام از بهمن به بعد تغییر رویه بدم و برنامه درس خوندم عوض کنم چون فکر میکنم بخضی از عصبانتیم هم میتونه ناشی از اینه باشه که تو خونه خودم نیستم آخه آدم تو خونه خودش احساس آرامش و راحتی دیگه ای داره از بهمن قول دادم به خودم که اینجوری درس بخونم که صبحا بخوابم ظهر تا شب درس بخونم بعدشم یه دو ساعتی شب بخوابم بعد باز تا صبح بیدار باشم و باز دوباره ...اینو هم امتحان میکنم اینجوری کسی هم نیست مزاحم درس خوندن بشه و وظیفه مو بهش درست عمل میکنمو اینکه بدونم واسه چی پیششمپس خدا کمکم کن آروم باشم و موفق باشم تا زحمت اطرافیانم رو جبران کنم

دوستت داااااااااااااااااااااااااااارم خدا

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 17:32 توسط بنده ي گناه كار خدا...|

نازک تر از

بلورِ تُنگ؛

دل تَنگی ست

که به تلنگری

ترک برمیدارد!

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 11:35 توسط بنده ي گناه كار خدا...|

سلااااااااااااااااااااااااااام خدا جون

خوبی؟باز اومدم مثل یه دوست باهات احوال پرسی کردم خنده داره نه؟مگه میشه حال خدا رو پرسید البته میدونم شاید حالت خوب نباشه و از اینکه بنده هات بهت بد میکنن ناراحتی از اینکه تو مشتاقشونی و اونا هی باهات دشمنی میکنن حالا یا خواسته یا ناخواسته اما میدونم تو بازم ازشون ناامید نمیشی و همیشه منتظر شونیخداجون باید به من حسودی کنی چون من خدایی مهربون و بسییییییییییییییییییار بخشنده مثل تو دارم اما تو چون خودیی نداری

امروز اومدم کلی حرف بزنم خیلی وقته دلم میخواد بیام اینجا اما وقت نمیشهآخه وقتی داداشی نیس  از فرصت سو استفاده یعنی استفادهمیکنم و DVD های آموزشیم رو می بینم که واقعا فیزیکش محشره و به قول امیر عاشق فیزیک میشیآبجی زهرا میگه اینجوری تو با ذوق از فیزیک حرف میزنی می رفتی رشته ریاضیاما من رشته خودمو دوس دارم و به هدفم اعتقاد دارممممممممم 

این روزا حالم شاید خوب نباشه اما من تلقین میکنم که خوبم و واقعا تاثیر میذاره حرفای استاد احمدی باعث میشه به خودت بیایی حس میکنم آروم تر شدم و وابستگیم به چیزای اطرافم کم شده امشب هم قراره بریم تو آلفا با استاد آرام از استاد احمدی یاد گرفتم به خاطر همه چی ممنون باشم ازتبه قول استاد خدایا ممنون که مامانم غر میزنه چون حداقل اینجوری زنده س و پیشمه و حضورش قوته قلبه(نکته: دیگه بعد شنیدن این حرفا از غر زدنای مامانم ناراحت نمیشم)خدیا از تو ممنونم به خاطر اینکه سالمم و خانواده خوب و سالمی دارم که درکنار همیمخدایا از تو ممنونم که به پدرم نیرو میدی که کار کنهخدایا از تو ممنونم که علیرضا کوچولو اذیتم میکنه چون وجود باعث نشاطم میشهو......یه جورایی استاد یادم داده مثل به گفته :{سهراب سپهری که میگه چشم ها را باید شست جور دیگیر باید دید}واقعا زندگی زیباست معجزه تلقین چه میکنه این حتی تو اسلام و پیامبر و حضرت عیسی و امام علی بهش اشاره شده از ادمای ناامید بدم میادخدایا حالا که روحیم خوبه پس مطمئنم با کمک تو تو کنکور موفق میشم چون برای چون تویی که کوه رو طلا میکنه..دریا رو میشکافه...عصا رو اژدها میکنه...کنکور که دیگه انگشت کوچیکه اینا هم نمیشه

خدایا فقط از یه چی گله دارم نه از تو از خودم شاید مقصر خودمم اینکه هر کسی دلش میگیره یا موضوعی داره دلش میخواد با من حرف بزنهخوب میخوام درس بخونم نمیخوام ذهنم مشغول باشهنمیدونی اون روز چقد سخت بود برام به فاضل بگم اون موضوع که یکمیش که گفتم خداروشکر بقیش رو گفت و راحتم کردتقصیر این لد بی صاحابه که نمیتونم نه بگم و خشن بشمخوب یه صاحب هم براش پیدا نمیشه

درآخر هم میخوام که مامان و بابام هرچی درد دارند ازشون دور بشه و شفاشون بدی همچین بقیه مریضا

دوستتتتتتتتتتتتتتتتت دارم خدا

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 17:39 توسط بنده ي گناه كار خدا...|

سلام خداجونم

نیومدم بگم وضعیت عوض شده و تشکر کنم اومدم بگم که دارم تحمل میکنم و طرز فکرمو عوض کردم و به این باور رسیدم{مسائل و مشکلات در خیلی از موارد ناراحت کننده نیستند بلکه برداشت ناصحیح من از آن هاست که تا کنون موجب ناراحتی ام شده اند} و اینکه{نا شکیبایی صرفاً مانعی برای یادگیری است که باید خود را از آن دور کنم!}

پس سعی میکنم خودمو بی تفاوت نشون بدماما خدایی تو هم یکمی مراعات منو ضعیفو بکن  انشالله که آبجی اینا سال جدید برن خونه خودشون دیگه طاقت ندارم اینهمه بداخلاقی خودش و شوهرش و شیطنت بچه شو تحمل کنم هرچند خودشونم از این وضع راضی نیستن اما برای من خیلی سنگین تموم میشه چون یک سال پشت کنکوری ام اما چون اعتقاد دارم به خودم و به تو توکل دارم سعیمو میکنم و پا عقب نمیکشم

ماه محرم شده اما حس میکنم مثل سالا قبل نیس اصلا هرسال همه حس و حال ماه رمضون و محرم و حتی عید از بین میره بس که زندگیا ماشینی و مشکل شده و هرکی تو زندگیش کلی مشکل داره و فرصتی برای فکر کردن به عمق این موضوع ها ندارهچقده خوبه که یه زمانی ادم فارغ از همه مشکلاتش بره تو جنگل یا کنار دریا و به هیچی فکر نکنه چقده می چسبه همچین چیزی بعد از قبولی تو کنکورمن واقعا این دفعه میخوام تمام سعیمو بکنم و کارای الافی نکنم هرچند اینترنت رفتنم کم شده و کلی کارا رو کنار گذاشتم ...باید جواب هزینه ها و زحمت های بابا و مامانمو بدم اینبار عزمم جذمه پس تو هم کمکم کن رو سفید بیام بیرون

نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 21:57 توسط بنده ي گناه كار خدا...|


آخرين مطالب
» فقط تو
» تحول
» تلنگر
» Life U Is Beautiful
» سعی میکنم عوض شم...
» دیگه چیزی گذاشتی خدا که بزنی تو حالم؟
» بغض
» درس
» حالشو بگیر خدا جونم من بخندم!
» کفاره هست یا بهترینش در انتظارمه!

Design By : RoozGozar.com